تبليغاتX
دختران آتش

دختران آتش

 

*عیب کار از جعبه تقسیم نیست*

*سیم سیار دل ما سیم نیست*

*این خدا این هم هزاران طول موج*

*دیش احساسات ما تنظیم نیست*

نوشته شده توسط آرزو در سه شنبه 1388/09/24 ساعت 13:8 | لینک ثابت |

اتللو و دزدمونا(عشاق درام ویلیام شکسپیر)
امیر ارسلان وفرخ لقا( عشاق قدیمی افسانه های فولکوریک ایران)
بهرام و گل اندام(عشاق قدیمی افسانه های فولکوریک ایران)
بیژن و منیژه( عشاق شاهنامه فردوسی)
پل ویرژینی( عشاق رمان تاریخی برناردن دوسن پیر)
خسرو شیرین( در داستانی از نظامی گنجوی)
رومئو و ژولیت( عشاق درام شکسپیر)
رابعه و بکتاش( از افسانه های اعراب است که به زبان فارسی نیز در آمده است)
زال و رودابه(از شاهنامه فردوسی)
زهره و منوچهر(از دیوان ایرج میرزا)
سلامان و ابسال(از جامی)
سلیمان و ملکه صبا( ازداستان های تورات)
سامسون و دلیله( از داستانهای تورات)
شیرین و خسرو(از امیر خسرو دهلوی)
فرهاد و شیرین(از وحشی بافقی)
کلئوپاترا و ژولیوس سزار و آنتوان( داستان عشق کلئوپاترا ملکه مصر به دو سردار و قیصر روم)
لیلی و مجنون( اصلش عربی بوده ولی در اشعار شعرای فارسی منجمله نظامی و جامی و مکتبی شیرازی نیز آمده است)
مادام پمپادور و لویی شانزدهم پادشاه فرانسه
کاری آنتوانت(زوجه لویی شانزدهم) و کاردینال روهان
ناپلئون و ژوزفین
نورجهان (ایرانی) و جهانگیر(هندی)
وامق و عذرا(در داستانی از عنصری)
ویس و رامین(از فخرالدین اسد گرگانی)
همای و همایون(از خواجوی کرمانی)
یوسف و زلیخا( از جامی و آذر بیگدلی)

نوشته شده توسط آرزو در دوشنبه 1388/07/27 ساعت 13:51 | لینک ثابت |

. مترسک رنجيده از کشاورز، با پرنده‌ها دست‌به‌يکی می‌کند.

. عاشق دلشکسته، تکه‌های دلش را از روی زمين جارو می‌کند.

. با اين‌همه خون دلی که خورده‌ام، در شگفتم که چرا دراکولا نمی‌شوم.

. چون از زندگی خسته شده‌بود، مرخصی گرفت و رفت به جهان ديگر.

. نگاهم را زنده به گور کردم.

. آنقدر برايت کوتاه آمدم تا اينکه ناپديد شدم

. با دم آهت آخرين شمع اميدم هم خاموش شد.

. از فرط نااميدي ،تمام اميدهايم را زير پا له کردم .

. مغزم بر روي شعله هاي دلم که براي قلبم مي سوخت ، کباب شد.

. بيکاری هم خودش يک کار است، افسوس که تعطيلی و مرخصی ندارد.

. پرنده‌ای که فريب مترسک را بخورد، از گرسنگی می‌ميرد.

. ماهی تنها جانوری است که به‌راستی دل به‌دريا می‌زند.

. پرنده گوشه‌گير، روی شانه مترسک لانه می‌سازد.

. گياه توی گلدان، شبها خواب باغچه را می‌بيند.

. قلب تاکسيمتر، با ديدن مسافر به تپش می‌افتد.

. ماهيهای آپارتمان‌نشين، در تنگ آب زندگی می‌کنند.

. ماهی، هيچگاه برای تعطيلات به کنار دريا نمی‌رود.

. عکس جوانيم را روی آينه چسبانده‌ام تا گذر زمان را نبينم.

نوشته شده توسط آرزو در یکشنبه 1388/06/08 ساعت 10:45 | لینک ثابت |

از دیرباز تاکنون نویسندگان و سخن پردازان گلها را زبان احساس

نامیده اند و از زبان حال گلها تعبیراتی لطیف و شاعرانه بوجود آورده

اند. به عقیده آنان هر گلی نماینده احساسی است و می تواند

مکنونات قلبی اهدا کننده گل را آشکار کند.

گل سرخ : عشق آتشین مرا بپذیر.

غنچه گل : برای نخستین بار قلبم به خاطر تو لرزید.

گل میخک : قلبم را به تو تقدیم میکنم.

گل شقایق : زندگیم فقط به خاطر عشق توست.

گل بنفشه : همیشه به یاد من باش.

گل اطلسی : نمیدانم مرا دوست داری یا نه؟

گل محمدی : ترا از صمیم قلب می پرستم.

گل شب بو : در شب مهتاب رویت را می بوسم.

گل همیشه بهار : عشق تو برای همیشه در قلب من رخنه کرده.

گل داودی : از صدای دلپذیر تو لذت می برم.

گل اشرفی : این هدیه را از من بپذیر.

گل اقاقیای سفید : عشق پاک نتیجه اش ازدواج و خوشبختی.

گل میمون : یک بوسه می خواهم نه بیشتر.

گل یخ : از عشق تو ناامیدم.

گل تاج خروس : از دوریت سرگردان شده ام.

گل لادن : گاهی از من یاد کن.

گل سفید : میسوزم و میسازم.

گل مینا : بی وفا به دلداده خود رخم نکردی.

گل کامیلیا : فداکاری در راه عشق خوشبختی می آورد.

گل زرد : از تو بیزارم.

گل نسترن : شهرت را بر عشق رجحان دادی.

گل ساعتی : در واپسین دم زندگی خوشبختی تو را می خواهم.

گل پژمرده : افسوس که بهای عشقت را ناچیز پنداشتم.

گل مریم : به پاکدامنی تو درود می فرستم.

گل کوکب : چرا بیهوده قلبم را افسرده می سازی؟

گل رازقی : شفا و بهبودی ترا آرزو دارم.

گل لاله : تو که دل مرا غم زده می خواهی این من و این دل دردمند من

گل سنبل : تو به منزله باغ پر گلی هستی که دلدادگان را از تو نتیجه ای نیست.

گل بیدمشک : اگر می سوزم و خاکستر میشوم گناه از بخت نامساعد من است ترا می بخشم.

گل رازیانه : هر چند در کنارم نیستی ولی نگاهت در تنهایی مونس من است.

گل ناز : ناز و دلبری جامه ایست که به قامت تو دوخته اند.

گل یاسمن : دستی است که دامن دلدار می گیرد و زبانی است که تمنا میکند.

گل یاس : از من نخواه که جز راستی سخن گویم من شیفته تو هستم.

گل چای : بختم بیدار و طالعم میمون است.

گل هرزه : حساس و موشکافم و بر عشق گذشته حسرت می خورم.

گل حنا : بیشتر از این دیگر فریب تو را نمی خورم.

گل شیپوری : به تو اطمینان میدهم که جنجال حسودان در عشق ما اثری نخواهد داشت.

گل مروارید : این آواز حزین دلداده ایست که برای آخرین بار سخن می گوید.

گل سوری : عزیزم با من مهربانتر از گذشته باش.

گل عباسی : تو مایه امید و سرچشمه آرزوهای منی.

گل شمعدانی : عشق لازمه زندگی است و بدون عشق نمیتوان زنده بود.

گل نرگس : خود را این همه سزاوار عتاب نمی بینم دلم از نامهربانی های تو به ستوه آمده است.

نوشته شده توسط آرزو در یکشنبه 1388/06/08 ساعت 10:17 | لینک ثابت |

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:


گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!

نوشته شده توسط آزاده در چهارشنبه 1387/11/02 ساعت 8:52 | لینک ثابت |

بازم سلام امروز تو دنیای مجازی با یه سایت خفن مواجه شدم گفتم آدرسشو تو وبلاگ بزارم تا شما هم استفاده کنید ...
www.takpix.com
نوشته شده توسط آرزو در شنبه 1387/09/09 ساعت 15:36 | لینک ثابت |

سلام تصویر چند تا ماشین عروس دیدنی رو براتون گذاشتم امیدوارم که خوشتون بیاد



ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرزو در شنبه 1387/09/09 ساعت 15:27 | لینک ثابت |

۱- محبت شدیدی كه صادقانه به تو ابراز میكردم

۲- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو

۳- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم

۴- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و

۵- این احساس در قلب من قوت میگیرد كه بالاخره روزی باید

۶- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم كه

۷- شریك زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار كوتاه بود اما

۸- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و

۹- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم

۱۰- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ كس نمیتواند تحمل كند و با این وضع

۱۱- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را

۱۲- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم

۱۳- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان كه

۱۴- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش

۱۵- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت كننده است اگر

۱۶- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم كه

۱۷- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش

۱۸- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت كه دارای كمترین

۱۹- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه

۲۰- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش كنم و نمتوانم قانع شوم كه

۲۱- تو را دوست داشته باشم و شریك زندگی تو باشم .


و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان!!!
نوشته شده توسط آرزو در شنبه 1387/09/09 ساعت 14:28 | لینک ثابت |

تو کیستی که من اینگونه بی تو بیتابم،شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم...توکیستی که من ازموج هرتبسم تو، بسان قایق سرگشته، روی گردابم...چه کرد با دل من آن نگاه شیرینا...چه آرزوی محالیست زیستن باتو، مرا همی بگذارند یک سخن باتو

 

من به آمار زمين مشكوكم اگر اين سطح پراز آدم هاست پس چرااين همه دلهاتنهاست

فراموشم مكن هرگز/ولي گاهي به يادآور/رفيقي را كه ميداني/نخواهي رفت ازيادش

زندگي دفتري ازخاطره هاست...يك نفردردل شب يك نفردردل خاك...يك نفرهمدم خوشبختيهاست يك نفرهمسفرسختيهاست...چشم تابازكنيم عمرمان ميگذرد...ماهمه همسفريم

 

با همه ي وجودم سرم و شونت مي زارم و يواشکي دماغمو با لباست پاک مي کنم

 

ترکه به رفقیش می گه شنیدی اکبر ماتیز گرفته. رفیقش می گه ااا از ایدز بدتره

سه ، دو ، یک ..... سوت داور . بازی شروع شد . دویدم ...... دست و پا زدم ......... غرق شدم ........ دل شکستم .........عاشق شدم ........ بیرحم شدم ......... مهربان شدم ........ بچه بودم ......... بزرگ شدم ...........پیر شدم ........... بازی تمام شد .......... زندگی را باختم

 فراموش کردن اونیکه دوستش داری مثل به یاد آوردن اونیه که اصلاً نمیشناسیش

نوشته شده توسط آزاده در جمعه 1387/09/08 ساعت 10:2 | لینک ثابت |

مجردها بيشتر از متاهل ها درباره زنها اطلاع دارند . . . . . . . . . . . . چون اگر نداشتند آنها هم تا حالا ازدواج کرده بودند!

مي دوني چرا وقتي ميخواي بري تو رويا چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟ وقتي ميخواي گريه کني چشمهات رو ميبندي؟؟؟ وقتي ميخواي خدارو صدا کني چشمهات رو ميبندي؟؟؟ وقتي ميخواي کسي رو ببوسي چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟ چون قشنگ ترين لحظات اين دنيا قابل ديدن نيستن

دلم در حسرت یک دوست دلم در حسرت یک دست دلم درحسرت یک بی ریای ماندنی ، ماندست مرا امشب به مهمانی دل های بهاری بر مرا گاهی به جشن خانه عشاق مهمان کن برایم ساقری از دوستی پر کن دلم تنگ است دلت سنگ است ببین این شیشه با آن سنگ چه معصومانه یک رنگ است نگارم باش تو یارم باش ببین این عشق در پیشت چه بی قدرو چه بی رنگ است

ببين اين دل غم ديده چه ديده--------که هر دم اشک مي آيد از هر دو ديده

نوشته شده توسط آزاده در دوشنبه 1387/09/04 ساعت 9:56 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://2khtaraneatash.blogfa.com. all right reserved
Design by Yas-Design